السيد الطباطبائي ( مترجم : شيروانى )

32

ترجمه و شرح نهاية الحكمة ( فارسى )

سيمايشان مشهود مىشد ؛ و نسبت به امام زمان ارواحنا فداه تجليل خاصّى داشتند ؛ و مقام و منزلت آنها و حضرت رسول اللّه و حضرت صديقه كبرى را فوق تصوّر مىدانستند ؛ و يك نحو خضوع و خشوع واقعى و وجدانىّ نسبت به آنها داشتند ؛ و مقام و منزلت آنان را ملكوتى مىدانستند ؛ و به سيره و تاريخ آنها كاملا واقف بودند . در بسيارى از مطالب كه دربارهء آنان سؤال مىشد چنان بيان و تشريح داشتند كه گويا آن سيره را امروز مطالعه كرده‌اند ؛ و يا در مصدر وحى و تشريع نشسته‌اند ؛ و از آنان مىگيرند ؛ و بدين عالم مىدهند . در تابستان‌ها از قديم الايام رسمشان اين بود كه به زيارت حضرت ثامن الأئمّه عليه السّلام مشرّف مىشدند . و دوران تابستان را در آن‌جا مىماندند ؛ و ارض اقدس را بر ساير جاها مقدم مىداشتند ؛ مگر در صورت محذور . در ارض اقدس هر شب به حرم مطهّر مشرّف مىشدند ؛ و حالت التماس و تضرّع داشتند . و هرچه از ايشان تقاضا مىشد كه در خارج از مشهد چون طرقبه و جا غرق سكونت خود را به علّت مناسب بودن آب و هوا قرار دهند ؛ و گهگاهى براى زيارت مشرّف گردند ؛ ابدا قبول نمىكردند ؛ و مىفرمودند : ما از پناه امام هشتم جاى ديگر نمىرويم . « 1 » حضرت استاد در حفظ آداب سعى بليغ داشت اين مرد جهانى از عظمت بود ؛ عينا مانند يك بچه طلبه در كنار صحن مدرسه روى زمين مىنشست و نزديك به غروب در مدرسهء فيضيه مىآمد ؛ و چون نماز برپا مىشد مانند ساير طلاب نماز را به جماعت مرحوم آيت اللّه آقاى حاج سيد محمد تقى خوانسارى مىخواند .

--> ( 1 ) . همان ، ص 56 .